|
|
رنگها در نگارگری ایرانی رنگها در نگارگری ایرانی
در مینیاتور ایران فقط رنگهای کانی قابل استفاده بودند. چون ضروری بود که تیره و مات باشند و رنگهای گیاهی شفافیت داشتند. این تیرگی لازم بود چون لایه های متوالی رنگ اغلب بر نمود و تاثیر آن تحمیل می شد و این امر با ماده ای شفاف نوعی سایه فرعی میانی بار می آورد و به جای رنگمایه خالص مورد نیاز می نشست. مثلا رنگ گیاهی زرد بر روی آبی سبز را بار می آورد، ولی با رنگهای کانی تیره و مات این چنین ترکیبی حاصل نمی شد. مواد معدنی مورد نیاز را ابتدا با سنگ سابی که خاص این کار تهیه شده بود،ساییده و پودر می کردند. این گرد را از آرد بیز گذرانده و سپس با ماده چسبنده ای می آمیختند.میزان زیبایی رنگ در درجه اول بر میزان کامل این سایش و بیزش و در درجه دوم بر میزان کیفیت ماده چسبنده بود. سه نوع ماده چسبنده به کار میرفت: سفیده تخم مرغ، سریشم و صمغ عربی. در روزگاران گذشته سفیده تخم مرغ را ترجیح می دادند. چون رنگی که حاصل می شد بادوام و در مقابل رطوبط مقاوم بود. نگاره ای که با رنگهای سفیده تخم مرغ اجرا می شد، حتی اگر آبی هم به آن می چکید، ضایع نمی شد و لطمه نمی خورد. ولی به سبب چسبندگی بیش از حد سفیده تخم مرغ، آن را با مخلوطی از زاج سفید رقیق می کردند. همین ماده بود که سطح نگاره ها را مینایی گون می کرد که هنوز هم در کهنترین نگاره ها نظاره گرش هستیم. اما رنگهایی که با سفیده تخم مرغ مخلوط می شد به زودی فاسد می گشت به گونه ای که نیازمند اصلاح و ترمیم مداوم بود. به همین دلیل سریشم جای آن را گرفت. استفاده از سریشم به تنهایی سبب ترک می شد. و نقاشان برای رفع این نقصان آن را با ملاس یا آب انگور مخلوط می کردند. هر چند رنگها با این چسب جلا و زرینگی خود را حفظ می کردند، ولی این جلا به پای جلای سفیده تخم مرغ نمی رسید. افزون بر این سطوحی که با رنگهای سریشم دار کار می شد روی صفحه مقابل می چسبید و نگاره و متن صفحه مقابل هر دو را ضایع می کرد. گاهی هم به جای این دو ماده چسبنده از صمغ عربی استفاده می شد، ولی این ماده ماده چندان پایا و دیر بازی نبود. تاریخچه شیشه در ایران تاریخچه شیشه در ایران
در روزگاران باستان بین النهرین در توسعه لعاب سفالسازی سر آمد دیگر کشورها بوده است با در نظر گرفتن اینکه ترکیبات لعاب و شیشه یکی است عجیب نیست که صنعت شیشه سازی در بابل، سومرو آشور پیشرفت کرده است. باستانشناسان ثابت کرده اند که شیشه واقعی در هزاره سوم پیش از مسیح در سومر وجود داشته است. این شیشه با شیشه ای که مصریها از گداز دُر کوهی و قلیا بدست می آوردند فرق داشته است وشیشه ای که در بین النهرین وجود داشته پس از هزار سال به مصر وارد شده است. وجود لوحه های پزشکی بابلی و به ویژه لوحه های فنی و دارویی آشوری در باره صنعت شیشه سازی در سال 625 پیش از مسیح دلیل محکمی است بر اینکه صنعت شیشه سازی پیشرفته ای در همسایگی ایران وجود داشته است. از خوزستان، یعنی ناحیه عیلام، مدارکی از شیشه سازی در دست است که نشان می دهد این صنعت در سده سیزدهم پیش از مسیح در آنجا وجود داشته است. گیریشمن بطریهای شیشه ای زیادی را از حفاری معبد چغازنبیل بدست آورده است و همچنین تعداد زیادی لوله های شیشه ای که قطر خارجی آنها 25/1 سانتیمتروقطر سوراخ داخلی آنها 6/0 سانتیمتر و درازای آنها 75 سانتیمتر بوده مکشوف شده. این شیشه ها از حلقه های شیشه ای مات سیاه و سفید ساخته شده و به نظر می رسد که در شبکه پنجره از آنها استفاده می شده است. با این همه از زمان هخامنشیان شواهد کمی دال بر استفاده کلی از شیشه در دست است. در میان گنجینه های تخت جمشید فقط چند ظرف شیشه ای هست که با شیوه دمش در قالب تهیه شده و بعضی از آنها دارای آرایه های شفافی است که با چرخ رنگ شده است. اما یکی از سفرای در بارگاه هخامنشی در آن زمان می نویسد که ایرانیان شراب را در پیاله های شیشه ای می نوشیده اند. در زمان سلوکیان، صنعت شیشه سازی را فینیقی ها در کرانه دریای مدیترانه در شهر صیدا بنیان کردند. فینیقی ها ای صنعت را از بابلیها آموختند. این با افسانه تلموذی که می گوید یهودیان در زمان اسارت دوم خود شیشه سازی را آموختند تطبیق می کند. شیشه فینیقی ها و یهودیان پیش از آغاز امپراتوری روم بسیار با ارزش بود. با کشف اشیا زیاد شیشه ای در زمان پارتها و ساسانیان می توان چنین پنداشت که صنعت شیشه سازی در همان زمان در ایران شایع بوده است. چنین به نظر میرسد که شیشه سازان، مانند دیگر پیشه وران سبک شیشه سازی خود را تا دوره اولیه اسلام حفظ کردند. اشیاء شیشه ای زیادی در ساوه وری پیدا شده است. ظرف های شیشه ای معمولی که ظاهرا با دمیدن درست می شده و روشن و بی نقش و نگار بوده است. شیشه های با ارزش تر را نخست دمیده و به شکل قالب ساده در آورده و سپس با نی های بلند و راست قالب میگرفته اند و اغلب در حالی که شیشه مذاب و نرم روی نی بود شیشه ساز آن را به سرعت چرخانده و بدین ترتیب خطوط مارپیچ بر روی آن درست می کرد. از همان اوایل دوره اسلامی شیوه آشوری تزیین در ایران مشاهده می شود. این شیوه عبارت است از تزیین اشیا با نخ، حلقه، یا گلوله های شیشه ای به رنگهای مختلف. پس از استیلای مغول، پیشه و صنعت شیشه در ایران رو به افول گذاشت. بین سال 1664و 1681 میلادی که شاردن به ایران مسافرت کرد چندان تحت تاثیر مهارت شیشه سازان و استادان ایرانی قرار نگرفته است. وی پس از تعریف و تحسین از سایر هنرها و پیشه ها در مورد شیشه چنین می نویسد:« شیشه صنعتی است که ایرانیان از آن اطلاعی ندارند. در سراسر ایران کارگاههای شیشه سازی هست ولی بیشتر شیشه ها پر از لکه است و رنگشان خاکستری است. شیشه سازی شیراز از همه زیباتر است و شیشه سازی اصفهان از همه بدتر، زیرا خورده شیشه ها را دوباره آب میکنند، در صورتی که شیشه گر شیرازی شیشه نو میسازد.» با اینکه شاه عباس بزرگ کوشش کرد که صنعت شیشه سازی را به وسیله هنرمندان ونیزی بار دیگر احیا کند، ولی شیشه گران در سده های بعد فقط شیشه معمولی مورد نیاز خود را تهییه می کردند.
منبع: صنایع دستی کهن ایران نوشته: هانس ای . دولف نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: شیشه و آینه |
فن نقاشی زیر لاکی فن نقاشی زیر لاکی(Lacquerpainting)
نقاشی زیر لاکی که به مدت پنج سده در جلد کتابها، قاب آئینه ها، قلمداتها و جعبه ها به کار می رفت با دو روش صورت می گرفت. ابتدا کاغذ را دو یا سه روز در آب می خواباندند تا خمیر کاغذ وا برود. سپس خمیر را با انگشت ورز داده و بدان چسب می افزودند و نرم میکردند تا شکل دلخواه را پیدا کند. پس از خشک شدن پس از خشک شدن روی آن را با نوعی آب آهک می پوشاندند و برق می انداختند. اما با شیوه دوم می توانستند نتیجه خرسند کننده و دیر پا بدست آورند که شیوه دشواری هم بود.در این روش قسمت فوقانی لایه های متوالی کاغذ را به یکدیگر می چسباندند. طرح پس زمینه را می توانستند با یکی از چند روش موجود حاصل کنند. زمینه طلایی را می توانستند با چسباندن صفحه ای از ورق طلا بدست آورند. وقتی که چسب خشک می شد. برگ را با شیره نار هندی می شستند. و می گذاشتند تا خوب خشک شود. به منظور حصول سطح مصقل طلایی، ماده ای را که با ورقه طلا پوشانده شده بود، می ساییدند و آن را با آب مخلوط می کردند. ذرات ریز طلا ته نشین و مواد خارجی و زائد آن با آب خارج می شد. سپس قطعات ریز طلا را با روغن چسب کتیرا (صمغ سندروس) می آمیختند و بر روی سطح آماده پخش می کردند. وقتی که خشک می شد دگر باره آن را با روغن برق می انداختند. زمینه جلا یافته با رنگ طلایی را می توانستند رنگ قرمز و یا سبز بکنند. در این صورت زمینه طلایی را دقیقا با همان روش تهیه کرده و سپس رنگ قرمز یا رنگ نیلی را با کف دست یا پر طاووس بدان می مالیدند. رنگ قرمز شفاف و زرینه می شد و رنگ نیلی روی رنگ زرد حالت سبز مایل به سفید به خود میگرفت. طرحهای روی اشیاء نقاشی زیر لاکی بسان طرح های نگار گری اجرا می شد. و سپس با لایه هایی از روغن صمغ سندروس پوشیده و هر لایه کاملا جلا داده می شد. به روغن صمغ سندروس « صمغ تیر» هم می گفتند چون در روزگاری که تیر و کمان رواج داشت برای پوشش تیرها به کار می رفت. برای تهیه روغن صمغ سندروس حدود یک کیلوگرم از صمغ سندروس را در یک دیگ مسی به گنجایش شش کیلو و با میزان مشابهی از روغن بزرک حرارت میدادند. صمغ را زمانی می افزودند که روغن داغ می شد چون این مخلوط بسیار محترقه بود لذا مراقبت زیادی را ایجاب می کرد. این مخلوط تا زمانی که صمغ کاملاً حل شود می جوشید، ولی اگر می خواست بیرنگ بماند، باید به مقدار کافی مجوشاندند. اگر محلول در مدت طولانی می جوشید، رنگ قرمزی به خود می گرفت که مورد پسند نقاشان تازه کار و نو مایه ایران بود. هنگامی که جوشاندن به پایان می رسید محلول را با تربانتین رقیق می کردند و ماده حاصله را به گونه عسل سیالی در می آوردند. بدین ترتیب ماده ای که حاصل می شد، برای سالیان دراز قابل استفاده بود. اما در مواقع استفاده می بایست غلظت آن را رقیق می کردند. این رنگ سخت به شیشه یا مرمر می چسبید و اگر لایه هایی از آن را بکار می بردند ماده ای ضد آب و رطوبت حاصل حاصل می آمد.
منبع:رنگیزه و مصالح در نقاشی ایرانی نوشته: A.P.Lauria مینا کاری مینا کاری
مينا کاري هنر درخشان آتش و خاک است، با رنگهاي پخته و درخشان که سابقه آن به 1500سال پيش از ميلاد ميرسد. آقاي علينقي وزيري در کتاب تاريخ عمومي هنرهاي مصور قبل از تاريخ تا اسلام مينويسد:از جمله هنرهاي دستي ايرانيان در گذشته هاي دور تزئين و کنده کاري روي فلزات است.ظروف فلزي بدست آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که مهمترين آنها عبارتست از: طلا،نقره، مس، برنز، برنج، آهن، فولاد، سرب، آلومينيوم و کرم. اين فلزات براي زينت آلات و ظروف گوناگون بکار ميرفته زيرا که امکان ساختن ابزار لازم در يک ورق فلز چندان مشکل و ناممکن نبوده از جمله موارد فلز کاري ميتوان از ترصيع يعني به جا نشاندن قطعات کوچک فلزهاي مختلف روي سطح فلزي از نوع جنس ديگر و ايجاد تناسبميان قطعات با در نظر گرفتن رنگ و اشکال هندسي آنها و ايجاد شکل يا نقش وسيله آنها ومينا کاري نام برد. بررسي هايي که در مورد مينا سازي شده نشان ميدهد ميناهايي که بنامبيزانس مشهور است از مينا سازي ايراني اقتباس شده است. قديميترين نمونههاي مينا کاري موجود مويد اين ادعاست که مينا کاري نيز مانند بسياري ازهنرهاي ديگر براي اولين بار در ايران پيدا شده و از ايران به ساير کشورها راه يافته است. در دوران مغول سبک جديدي در فلز سازي و مينا کاري ايران بوجود آمد. اشکال و تصاويريکه قيافه و لباس اعضاي دربار ايران را داشتند، جاي اشکال و تصاوير عربي دوره قبل راگرفتند و بويژه ترصيع فلز در عصر تيموري به منتهي درجه شرقي خود رسيد. در زمان صفويه زمينه ي هنر مينا کاري و فلز کاري تغيير يافت ظروف نقره در اين دورهنقوش ميناتور از قبيل مجالس بزم در دربار و يا مجالس شکار، يا اسب سواري مزين گشت و هنر مينا سازي از نقشهاي اسليمي و گل تغذيه کرد و رنگ قرمز مورد مصرف بيشتريداشت و شهر اصفهان يکي از مراکز عمده مينا کاري بحساب ميآمد که هنوز هم تنها مرکزاين هنر محسوب ميشود. نحوه توليد هنر مينا کاري را ميتوان يکي از اختراعات خلاقه بشر دانست زيرا اين هنر شامل فعل وانفعالهاي پيچيده ايست که بهم ربط داده ميشوند از يک سو عوامل سادهاي از قبيلسيليکوم و مينيوم و پتاسيم و از سوي ديگر سبک قيمتي که ترکيب آنها مينا را بوجودميآورد. از اين رو اين يک هنر آزمايشگاهي است و در حقيقت ماده ايست که از ترکيب اکسيدهايفلزات که براثر حرارت رنگهاي مورد نظر را بدست ميدهد در اختلاط با تعدادي نمک ثابتبدست ميآيد و رنگها با درجه حرارت و طول زمان حرارت ارتباط زياد پيدا ميکنند. بنابراين براي دسترسي به اين پديده هنري زيبا بايد آتش و حرارت بدقت مراقبت و مهارشود. مينا که طبعا شفاف است شفافيت بيشتر خود را از اکسيد قلع بدست ميآورد وترکيبات آن از زمانهاي قديم تا به امروز ثابت و بدون تغيير مانده است. روي اشيا طلايي و نقره اي هم ميتوان مينا کاري کرد ولي اساسا مينا کاري بر روي مس انجامميشود. تا فراهم آمدن مينا چند مرحله بايد طي شود باين ترتيب که ابتدا آن چيزي را کهمي خواهند مينا کاري کنند به هر شکل و هر اندازه بايد به وسيله مسگر متخصص به شکل لازمدر آيد و پس از آن که ساخته شد استاد مينا کار به آن لعاب سفيد رنگ ميدهد. معمولا سه الي چهار بار لعاب داده ميشود و در هر بار شيئي به کوره ميرود و حدود 700 درجه حرارتمي بيند تا رنگ لعاب ثابت شود بعد روي آن به رنگهاي گوناگون نقاشي مي شود سپس شيئيباز به کوره مي رود و حدود 400 تا 500 درجه حرارت مي بيند تا رنگها بصورت مطلوب در آيددر گذشته که مينا کاري رواج اندک داشته رنگهايي که بکار ميرفته مانند رنگهايي که درصنعت قلمکار بکار برده ميشود گياهي يا معدني بوده است ولي اکنون براي نقاشي ظروف واشيا مينايي از رنگهاي شيميايي استفاده ميشود. رنگهايي که در ميناکاري بکار ميرود بر سه نوع است: -1 رنگهاي گياهي که در چيت سازي هم بکار مي رود. -2 رنگهاي معدني که در نقاشي و مينا کاري بکار مي رفته است. -3 رنگهاي فلزي که روي مينا کار مي کنند. براي مينا کاري در تهيه رنگ قرمز از طلا استفاده ميشود رنگ سبز مينا از مس و رنگ زردآن از گل ماشي بدست ميآيد. رنگ آبي و فيروزهاي و رنگ سفيد از رنگمخصوصي تهيه مي شده است که در شهر سامره از شهرهاي عراق نوع خوب آنرا بدستميآوردهاند. بيشتر اشيايي که ميناسازان فعلي به بازار عرضه ميکنند عبارت است از: گوشواره، سينه ريز،گلوبند، انگشتر، جعبه هاي بزرگ و کوچک آرايش زنانه، قوطي سيگار، جعبه هاي خاتم کاري ومينا کاري، سرويس چايخوري و شربت خوري، حبابهاي ميناکاري، بشقاب، گلدان، تابلوهايبزرگ و کوچک مينا که با هنرهاي ديگر مانند طلا کاري، خاتم کاري، مينياتور ترکيب ميشود،کاسه قاب و قدح، قابهاي عکس، زير سيگاري، پيپ، آلبوم عکس، گلابپاش، پنکه سقفي، جارو چهلچراغ، درها و پنجره ها و ضريحهاي مينا کاري شده براي مقابر ائمه شيعه در کربلا و نجف و سامره و مشهد و قم و حضرت عبدالعظيم و اماکن متبرکه ديگر. منبع: http://www.iccim.org نوشته شده توسط سارا مردانی | لینک ثابت | موضوع: هنرهای فلزی |
|
> |